دسته بندی تبلیغات

تبلیغات

 آماده شروع یک شیوه ای تبلیغاتی جدیدی هستی اما نمی‌دانی از کجا شروع کنی؟

نخستین مسئله ای که باید انجام دهید تعیین کردن اینکه چه نوع آگهی بیشترین جذابیت را برای محصول و یا خدمات خاص شما به همراه خواهد آورد. به یاد داشته باشید، همه آگهی‌ها یک‌جور تولید نمی شوند. چون یه نطق خاص در مورد یک کسب‌وکار جواب داده، دلیل نداره در مورد کسب‌وکارهای دیگه هم جواب بده. کلید انتخاب یک تبلیغات خوب با تصمیم‌گیری درباره این مسئله آغاز می شود که قصد دارید آگهی‌تان چه چیزی را برجسته کند.

آیا می خواهید محصولی خاص را بفروشید و یا می‌خواهید کل کسب‌وکارتان را به لطف تصویر خوبی که از برندتان وجود دارد بفروشید؟ برای پاسخ به این سؤال، شما نیاز به درک چهار نوع اصلی تبلیغات دارید که به شرح زیر است: تبلیغات مختص دسته کلی نوشته می‌شوند تا نیاز همه‌ی آگهی‌دهندگان آن دسته را برآورده کنند. تبلیغ مختص دسته که می‌تواند پارچه ی شفافی باشد که مجموعه‌ای از کلمات کلیشه‌ای به روانی روی آن نوشته‌شده‌اند، قالبی تعمیم‌یافته است که فرد فقط باید نام فروشگاه و آدرسش را در آن وارد کند.

همه کاری که شما باید انجام دهید اینکه جاهای خالی را پر کنید؛ اما به یاد داشته باشید؛ تبلیغات زمانی برای هرکسی مناسب است که برای هر کس دیگری به‌خوبی کار نکند. این مسئله را تبلیغات نهادی می‌نامند که من آن‌ را توصیه نمی‌کنم. تبلیغات فرانچایز  نام تجاری اصلی را می سازد. امید هر دریافت‌کننده‌ی امتیاز فرانچایز  اینکه تبلیغات ارائه‌شده توسط صاحب فرانچایز  به‌اندازه کافی جاذبه برای نام تجاری‌شان تولید کند تا به حدی که باعث هول دادن مشتریان به‌سوی فروشگاهشان شود.

با توجه به این واقعیت است که صاحب فرانچایز می تواند از پس خلق یک نطق  تبلیغاتی بسیار باکیفیت در مقایسه با یک تاجر معمولی محلی بر بیاید، این استراتژی اغلب موفق است. تبلیغات مختص محصول به هر خرده‌فروشی سود و منفعت می رساند که محصولی را می فروشد، اما این نوع از تبلیغات به‌هیچ‌وجه واقعاً در مورد خرده‌فروشی صدق نمی کند؛ این نوع از تبلیغات تنها در مورد محصولات هستند. تبلیغات مختص محصولات تقریباً همیشه تبلیغات خوبی می شوند.

تنها مشکل کوچکی که صاحبان کسب‌وکار گرفتار آن می شوند زمانی است که در حال فروش محصول کارخانه سازنده دیگری هستند و تبلیغات تعاونی ارائه می دهند. تولیدکنندگان می‌توانند پیشنهاد پرداخت نیمی از هزینه تبلیغات محصولاتشان را ارائه دهند که می تواند مانند یک ایده خوب برای صاحبان کسب‌وکار بی‌پول به نظر برسد، اما خرده‌فروشان مستقل باید درباره این مسئله سؤال کنند که آیا نیم دلار سازنده برای اجرای تبلیغات محصول خاص خود بدهند یا خیر. آیا آن‌ها واقعاً باید نیمی از هزینه تبلیغات خود را بدهند و یا شما باید نیمی از هزینه آن‌ها را پرداخت کنید؟

تنها در زمان نیاز به تعاون انعطاف‌پذیر زیاد باید انجام شود که من توصیه می‌کنم که خرده‌فروشان مستقل شرایط به‌اصطلاح «پول آزاد» از «تبلیغات تعاونی» را قبول کنند. اگر شما نیمی از هزینه را پرداخت می کنید، لازم است حداقل نیمی از پیام در مورد شما باشد. تبلیغات مختص فروشگاهی پایه و اساس نام تجاری محلی است، اما برای نوشتن آن‌ها صمیمیت، تحقیقات مفصل در بخشی از یک نویسنده متخصص در زمینه آگهی لازم است. به‌ندرت یک آگهی خوب مختص فروشگاه نیاز تبلیغات کننده دیگر در همان شاخه را برآورد می سازد. تبلیغات مختص فروشگاه نیز تضمین‌کننده ساختن تبلیغات خوبی است که من بسیار به آن‌ توصیه می کنم. حالا که شما چهار نوع اصلی تبلیغات را درک کردید، باید یکی از این چهار نوع را انتخاب کنید که برای شما مؤثر باشد – نه تبلیغی که برای شرکت ABC پایین جاده کارکرده است.

داستانی که من در مورد آن به شما می گویم داستان واقعی یک کسب‌وکار است که من را برای وصله‌پینه کردن نطق های تبلیغاتی خود استخدام کردند. شما خواهید دید که چرا نوع آگهی که شما انتخاب می‌کنید می تواند کاملاً مسیر مشتریانتان را در درک شما تغییر دهد- و همچنین احتمالاً به همین دلیل است که تبلیغ مشابه نمی‌تواند برای شخص دیگری مؤثر باشد. من تنها نام فروشگاه، شهر و سبزی‌ها را تغییر داده ام: جواهرفروشی هایزنبرگ 105 سال پیش در همان ساختمان در خیابان اصلی کبیج ولی افتتاح شد.

7 سال پیش نوسازی آن انجام شد که درنتیجه آن فروشگاه با فرش‌های سفید، دیوارهایی با روکش چوب گردو و لوستری عظیم که در زیر سقف بلند گنبد دار آویخته شده بود، مزین شد. طلا و جواهرات هایزنبرگ مانند کلیسای سیستین از فروشگاه طلا و جواهر بود. هیچ مشکلی نیست جز این‌که کبیج ولی جامعه کشاورزی کوچکی با حدود 45،000 نفر سکنه است. حتی ثروتمندترین کشاورزان کبیج ولی نیز احساس می کردند لباس مناسبی برای ورود به این فروشگاه بر تن ندارند. هایزنبرگ برایشان مکانی دلهره‌آور بود. «شما باید درک کنید مشتری ما کیست»، موکلم به‌محض ورود به من گفت. «مشتری ما یک زن 40 ساله با پول است. باکلاس. بسیار مجلل. خوب لباس می‌پوشد. همیشه بهترین چیز را می‌خرد. این مشتری ما است. این شخصی است که شما باید هدف قرار دهید.»

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code